خاک ما
نیا باران زمین جای قشنگی نیست ؛
من از اهل زمینم ؛
خوب میدانم ؛
که گل در عقد زنبور است ولی پروانه را هم دوست دارد .
! گفتنی هایمان
نیا باران زمین جای قشنگی نیست ؛
من از اهل زمینم ؛
خوب میدانم ؛
که گل در عقد زنبور است ولی پروانه را هم دوست دارد .
کاین سبزه که امروز تماشاگه ماست فردا همه از خاک تو بر خواهد رست ." خیام "
فلسفه الاکلنگ اثبات بزرگی کسی است که فرو منشیند تا دیگری پرواز را تجربه کند .
همیشه عاشق کسی باش که تو رو تو ساده ترین لباس به همه نشون بده و بگه
" این دنیای منه "
به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است." چارلی چاپلین"
۱۷ آبان ماه نیز ...
و حال نیز زندگی می گذرد لیکن با تو ای شریک زندگی ُ ای شریک روزگار من ...
چه انتخاب و چه سرنوشت !! دیگر این من "من" نیست ...."ماست"
دیگر من و سایه تنها نیستیم..
امیدوارم برای همیشه دوستت داشته باشم...برای منی که تا بحال گفتن این کلمه چقدر سخت بود..
آری سخت بود ولیکن من گفتم ..
" دوستت دارم "
یادمان باشد هر اتفاقی که در زندگی می افتد دلیلی دارد .
و او گفت :
زندگی حکمت اوست - زندگی دفتری از حادثه هاست - چند برگی را تو ورق میزنی مابقی را قسمت...
اینچنین بود که زندگی آغاز شد.
کسانی که به انتظار زمان نشسته اند آنرا از دست داده اند !
به اخرش فکر نکن بگذار عشق خودش حرف اخر را بزند !
آسمانی پرستاره و وجدانی آسوده خاطر ...
خاطرم آسوده است وفتی تو در آسمان پر ستاره منی ...
من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانتم.
- ارتباط صادقانه ، خشم و رنجش را دور می کند و بر استحکام دوستی ها می افزاید .
- خوشبختانه آموختم که تنها حاصل انتقاد از خویشتن ، خوشبخت نشدن است .
مثل روزهای گذشته در ذهن خاک خورده ما..
مثل داشتن یک دوست قدیمی..
و گاه مثل یک رویای فراموش شده و شاید هم توهم..
زمان همچنان روزها را جلادی می کند .... آه
بس که دنبالت گشتم ...
هر کی رو می دیدم که ته یه کوچه تو تاریکی قوز کرده ،
قسم می خوردم که خود تویی ،
اما تو نبودی . " حسین پناهی "
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو آن کس که گنه نکرده چون زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو ! " خیام صادق "
- از نیاز به احساس تعلق دست بکشیم و به این حقیقت توجه کنیم که گاه می توانیم تنها
باشیم و از این تنها بودن نمی میریم .
- خدایا ! در برابر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشد ،
مرا با " نداشتن " و " نخواستن " رویین تن کن !
همه بدبختی های انسان بابت همین دوچیز است : چون ، "داشتن" انسان را محافظه کار و ترسو می
کند ! و "خواستن" ، آدم را بزدل و چاپلوس ! " دکتر شریعتی "
- وقتی که می آموزید خطاهای خود را ببخشید ، بخشودن خطاهای دیگران را نیز می آموزید ؛ خود را
دوست بدارید .
یادت نرود که همه مردم از چیزی وحشت دارند ، به چیزی عشق می ورزند و چیزی را از دست داده اند.
این سه اصل را همیشه به خاطر بسپار !
احترام به خودت ؛ احترام به دیگران و احساس مسئولیت در قبال اعمال و کارهایت .
نگذار اختلافی کوچک به یک دوستی عمیق لطمه بزند .
* جکسون براون *
ديگرم گرمي نمي بخشي
عشق ، اي خورشيد يخ بسته
سينه ام صحراي نوميديست
خسته ام ، از عشق هم خسته ...نفس نفس اگر از باد نشنوم بویت زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک
رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک..
زمان گذشت نخواهد کرد !
تفاوت این روزها با روزهای از دست رفته تنها چند لاخی موی سفید اضافه شده ست ...
چی کسی گفت : چون می گذرد غمی نیست !!
صدای پریدن یک پرنده از پشت بام ...از ترس مرگ غیر منتظره !
بوی تند خاکستر تازه !
صدای سکوت سنگها ، خارها ، کوه ها و آسمان در همین نزدیکی ... همه و همه در انتظار یک حادثه ، یک تلنگر ؛
آری غروب مثل هر روز برقرار است .
آسمان تیره خواهد شد و سپیدی به سیاهی خواهد گریخت .... رجاله ها نور را کلید می زنند و وقت خواب را به تعویق می اندازند.
ماه امشب از دیشب فربه تر شده است !
فردا چه خواهد شد !
ستاره ها با ماه تصمیم خواهند گرفت و باز هم مثل همیشه انتظار !!!
مترسک ناز می کند ؛
کلاغ ها فریاد می زنند ،
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است :
خشک و بی نشان